به وبلاگ جنگل بی درخت خوش آمدید
|
عشق من
توی اسمون دنیا هرکسی ستاره داره
چرا وقتی نوبت ماست اسمون جایی نداره
واسه من تنهایی درده
درد هیچکسو نداشتن
هرگل پژمرده ای رو تو کویر سینه کاشتن
دیگه باور کرده ام که باید تنها بمونم
تا دم لحظه مردن شعر تنهایی بخونم
عشق بی تاب
بی تو مهتاب شبی باز از این کوچه گذشتم
فکر نکن یاد تو بودم کار نداشتم ول میگشتم
بی رنگی
): يک رنگ باش. قالي بخاطر صد رنگ بودنش زير پاس
جوک بیمزه
): يه مرده می ره خواستگاری به دختره بلیط اتوبوس می ده ! بابای دختره شاکی می شه می گه : مرتیکه خر این چیه ؟! مرده می گه : احمق ارایه بلیط نشان دهنده ی شخصیت شماست ...!
درد ...
): يه روزي برميگردي نگي بهم نگفتي ميگي يه کوه دردي نگي بهم نگفتي يه روزي ازهمين راه که رفتي برميگردي ببين که اينُ گفتم نگي بهم نگفتن يکي يکي پلارو شکستي رفتي بي من گذشتي ازشب وروز به شوروشوق رفتن ببين چه خوابي ديدي چه قصه اي شنيدي که خوب منو نديدي تو موقع شکستن تو هم نگار نبودي رفيق راه نبودي تو راه سخت عمرم بجز يه چاه نبودي تموم دنيا شب شد يه ذره ماه نبودي ميگفتي عمري هستم نبودي نبودي
جوک
): سلام،ميدوني رفيق؟ اگه حماقت وجود نداشت دانايي هم معني نداشت. اگه زشتي نبود زيبايي هم بي معني بود. ميبيني؟ دنيا به تو هم نياز داره
بیتابی
خوش به حال آسمون كه هر وقت دلش بگيره بي بهونه مي باره ... به كسي توجه نمي كنه ... از كسي خجالت نمي كشه ... مي باره و مي باره و ... اينقدر مي باره تا آبي شه ... آفتابي شه ...!!! کاش ... کاش مي شد مثل آسمون بود ... كاش مي شد وقتي دلت گرفت اونقدر بباري تا بالاخره آفتابي شي ... بعدش هم انگار نه انگار كه بارشي بوده
باران
هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه کنه
رفاقت قصه اي تلخيست که ازنامش گريزانم روزگاربي مروت لحظه اي شادم نکرد درقفس جان دادم وصياد آزادم نکرد
اگر خواهم غم دل با توگويم جان نميابم اگرجايي کنم پيداتوراتنهانمي يابم اگر جايي کنم پيدا دلم يابم تو راتنها زشادي دست وپاقم ميکنم خودرانمي يابم
اي دوست اگرجان طلبي جان به توبخشم از جان چه عزيزاست بگو تا به تو بخشم
چه خوش است حال مرغي که قفس نديده باشد چه نکوست حال مرغي که ز قفس پريده باشد
گر همسفرعشق شوي مردسفرباش هم منتظر حادثه وهم فکرخطرباش
تبریک
عید نوروز را به تمام خوانندگان وبلاگم تبریک میگم
عشق بی حساب
عشق يعني لحظه هاي التهاب عشق يعني لحظه هاي ناب عشق يعني ديده بر دردوختن عشق يعني درفراقت سوختن عشق يعني همچومن شيداشدن عشق يعني قطره درياشدن عشق تو درياست که از هر سوءجزيره ي تنهايي مرادربرگرفته
همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ کسي به او کار نمي داد...همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}...يک شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند...مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد
گرگه بلي جستجو آي دي شنگول منگول رو گير مياره، بعد از کلي چت کردن باهاشون قرار مي ذاره. وقتي مي ره سر قرار مي بينه چوپان دروغ گو اومدinam
اصفهاني خونش آتيش ميگيره -اس ام اس ميده آتش نشاني - ميگه به اين شماره اي که افتاده زنگ بزنين تا آدرسمو بدم
خنده
تركه ميره رستوران ميگه: غذا چي دارين؟ گارسون ميگه: كاستيدگيلينكوفينوستا با ليمو! تركه ميگه: كاستيدگيلينكوفينوستا با چي؟
هنر
پازل دل يکي رو بهم ريختن هنر نيست ..... هر وقت با تيکه هاي شکسته ي دل يک نفر ، يک پازل جديد براش ساختي هنر کردي
سوال
شرمنده مزاحم شدم تا حالا فکر کردی حاج زنبور عسل حج عمره رفته یا تمتع؟
شکست
مي نويسم براي همه اّنهايي که بي تقصيرند : تقديم به چشم هايي که در راه ماند ند ودل هايي که اّنها را راند ند. تقديم به اشک هايي که غرورشان شکست وعهد هايي که کسي اّنها را نبست
بابا نویل
اگه اين روزا ديدي يه پيره مرد با ريش سفيد تو رو تو كيسه كرد نا راحت نشو بدون اون بابا نويل هستش ويكي تورو ارزو كرده
فکر
صبح که از خواب پا ميشم نميتونم صبحانه بخورم چون به فکر تو هستم ظهر که نوبت ناهار ميشه نميتونم ناهار بخورم چون به فکر تو هستم شب که نوبت شام ميشه نميتونم شام بخورم چون به فکر تو هستم شب وقتي ميخوام بخوابم خوابم نميبره چون گشنمه
عشق من
من با درد هجرانت مد ارا کرده ام
خویش را در حلقه عشاق رسوا کرده ام
درد را بی گفتوگو باید به بس که اهل درد گفت
در غمت با شمع زین رو گفتگوها کردهام
« صفحه قبل :: صفحه بعد »
|